
7شهریور۱۴۰۳،،،بار۷ سه ماه یکبار امروز آمدم تهران فردا باید شیمی درمانی سه ماه یکبار رو انجام بدم خداروشکر غددها از بین رفته فقط جهت جلوگیری از عود مجدد انجام میدم ، خدایا شکرت + نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور ۱۴۰۳ساعت ۴:۴۲ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | ...
ادامه مطلب
دیروز شیمی درمانی هشتم سه ماه یکبار رو انجام دادم یعنی شد دو سال آمپول مبترا در سرم ۵۰۰سی سی تزریق میشه ، شکر خدا خوبم ، فقط باید تحمل کرد بیحالم و بی حوصله ، کمی دستهام موقع خواب درد میگیره بعلت فرو رفتگی مهره تی ۶ که دکترم میگه به بیماریت ربطی نداره + نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر ۱۴۰۳ساعت ۸:۱۵ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | ...
ادامه مطلب
اتمام دارو درمان خدایا شکرت تمام روزهای سخت تمام شد -این روزا دیگه سرطان رو به شکر و یاری خداوند متعال تمام کردم ودارویی مصرف نمیکنم ---یکی از دوستام - یه بار گفتم دیگه تمام شد - در جوابم گفت سرطان خوب شدنی نیست دوباره میاد سرغت ! نمیدانم هر کسی یه جور بهت روحیه میده --بهتر در باره بیماریت به کسی توضیح ندی - چون هرکسی یه جور برات نسخه مینویسه .در هر حال فعلا خوبم . و هر شش ماه برای چک کردن میرم ازمایش و سی تی اسکن . بازم شکرت + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۴ساعت ۱۰:۳۴ ...
ادامه مطلب
برادر و خواهران هنگام مریضی برادر و خواهرام دایم جویای حالم بودن ، اما، زنم ، دایم ازم فاصله میگرفت ، بعد از کلی تهدید و ،،،، بلاخره یه روز بهم گفت ، میترسیدم منم مثل تو مریض بشم ، هیچکی بدرد آدم نمیخوره حتی زنت ، قدر خودتان را بدانید، خدایا ازت ممنونم . + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | ...
ادامه مطلب
یه زائده در مهره تی ۷ باز جدید دیده شده ، فکرم باز خراب شد ، دکتر گفت باید تا دو سال دیگه سه ماه یک بار شیمی درمانی کنم ، ، این چه درد ی بود خدایا گرفتار من کردی ، تنها که میشم هی گریه میکنم ، بغض گلو م رو میگیره ، خسته شدم از این وضع، خدایا بسه دیگه ، تحمل من کمه ، هیچ چی شادم نمیکنه + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲ساعت ۹:۳۰ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
حالم خوب شده ، همین چند ماه پیش هر روز صبح قرآن میخواندم ، تا یکم حالم خوب شد ، قرآن خواندن من هم کم رنگ شد ، خدایا ، منو به خودم وامگدار ، خدایا کمکم کن ، برا راست همیشه باشم و از یادت نرم ، آدم وقتی درد و رنجی داره چه با خضوع میشه نماز ام سر وقت شده بود، اما حالا باز یه کم دور شدم ، سعی میکنم برگردم ، خدایا کاری کن ،ازت غافل نشم ، خدایا کله صبح بیدارم کن ، ، امید به زندگی رو بهم بده ، چرا اینجوری شدم ، از همه چی بیزار شدم . + نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۴۰۲ساعت ۱۱:۵ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
» فعالیت های قرآنی دردی که شعله را به عظمت گره زد/با تلاوت قرآن بر سرطان غلبه کردم گروه فرهنگی: سرطان، بیماریای است که با بر زبان آوردن آن تمام درد و رنجهای یک بیمار سرطانی در برابر چشمان ما ظاهر میشود، با این وجود انس با قرآن برای شعله کرمی قصه ما تبدیل به گلستانی شده و عشق به پروردگار را در زندگی او بیشتر روشن کرده است. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کردستان، همه ما این را شنیدهایم که خدا مشکلات و سختیها را به عزیزان خود میدهد و با تحمل این سختیها آنها را مورد آزمایش قرار میدهد و خوشا به حال کسی که از این آزمایش سربلند خارج میشود، شعله قصه ما یکی از بندگان واقعی خداست که از سن 12 سالگی با بیماری سرطان مغز استخوان دست و پنجه نرم میکند اما این بیماری هیچگاه نتوانسته به خاطر شعله...
ادامه مطلب
سه ماه به سه ماه باید برم شیمی درمانی ، ۸شهریور نوبت تزریق منه ، خدایا کمک کن دیگه بیماریم عود نکنه ، به امید خدا ، + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲ساعت ۳:۲۹ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
هفته پیش ۵شنبه خواهرم لیلا از دنیا رفت...
ادامه مطلب
بعلت سرطان ، احمد فوت کرد،حالش خوب بود با یه عفونت از دنیا رفت ،امروز پنجمش بود ، چقدر روحیه داشت همش میگفت خوب میشم ، خواهر زاده هام سر قبرش ،ناله میکردن ، یکی از دخترهاش میگفت بابا تو گفتی من قوی ام ، بابا هزار بار دعای کمیل خواندم ، تمام دعا ها رو حفظ شدم ، بابا چرا خوب نشدی پس ، بغض م گرفته بود ، نتونستم طاقت بیارم ، گریه کردم ، همه فکر میکردن از ترس مریضی خودم گریه میکنم ، میگفتن ،مریصی تو فرق داره ، تو خوب شدی ، چرا گریه میکنی ، خدایا ، خدایا ، چی بگم ، امروز همه مردم با هام مهربون شده بودن ، همه جویای احوالم بودن ، میگن برات دعا میکنیم ، انشالله که شفا پیدا کنی . الانم . تنم داره میلرزه اشک تو چشام حلقه زده ، بعضی گلوم رو گرفته ،چند روز دیگه باز باید برم شیمی درمانی ، + نوشته ...
ادامه مطلب
۸ خرداد ماه دومین دوره شیمی درمانی ،سه ماه ، سه ماه رو انجام دادم ، باز ۳ ماه دیگه باید انجام بدم ، داروی مبترا استفاده میکنم . ، شکر خدا خوب شدم ، اما ، شوهر خواهرم ، بعلت سرطان فوت کرد، این روزا ، فکرم خرابه ، امید به آینده ندارم ، هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه + نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۴۰۲ساعت ۱۰:۳۰ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
خواب دیدم دست هام تا آرنج آتیش گرفته ، تعبیرش رو که تو تینترنت دیدم ترسیدم ، به هر کی گفتم گفت خرافاتی نباش ، بعدا مینویسم، اگه خوب شدم ،به امید خدا + نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۴۰۲ساعت ۸:۵۳ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
فعلا باید هر سه ماه یکبار،جهت جلوگیری از عود مجدد غدد، شیمی درمانی کنم ، خدایا شکرت، + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ساعت ۶:۴۰ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
۲۲ جلسه باید پرتو درمانی انجام بدم ، امروز جلسه هفتم بود ، از شنبه تا ۴ شنبه انجام میدم ، نسبت به شیمی درمانی خیلی بهتره ، عوارص خاصی که تا الان نداشته، خانم دکتر حاجیلو متخصص پرتو درمانی میگه معمولا از اواسط دوره شاید سوزش معده داشته باشی ، شاید ، گفتن تا ۴ ماه بعد از پایان روز پرتو درمانی، دوباره باید اسکن کنی ببینی که وضعیت چطور شده، انشالله که ناپدید میشن ، به امید خدا و دعای دوستان و شفای ائمه ، از این بیماری خلاص بشم ، دوره سختی بود ، خدایا هیچکس رو دچار بیماری سرطان نکن، میمیری و زنده میشی ، خدایا ، خودت کمک کن ، ازت دور شده بودم ، این بیماری باعث شد برگردم بسویت، خدایا شکرت، + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۱ساعت ۶:۳ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ ...
ادامه مطلب
۲۲ روز پرتو درمانی هم ۵ ادر تمام شد ، دکترم آقای گرجی فوق تخصص سرطان ،سه ماه بهم استرات داد بعدش گفت برم سی تی اسکن و یک دوره دیگه گفت باید بیای شیمی درمانی کنم ، گفت بعد از پرتو درمانی سی تی اسکن باید سه ماه بگذره بعد انجام بشه والا خوب نشون نمیده، به امید خدا ببینم سی تی اول ماه اسفند ، چی نشون میده ، دعا کنید برام ، ، خدایا شکرت، + نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۴۰۱ساعت ۱۱:۴۳ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
خدایا ممنونم ، خیلی بهتر شدم ، دکتر گفته یک دوره دیگه شیمی درمانی انجام بده بعد پرتو درمانی ۶ دوره ، عوارض شیمی درمانی م کمتر شده ، موهام ریش و سبیل همه ریخته ، + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۳۲ ق.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
یه بار روز دو م یه باری۶ روزر۳ یه روز دهم ، حالم خراب میشه ،هفته پیش سه شنبه و ۴ شنبه شیمی درمانی کردم ، دیروز آمدم با هواپیما مشهد ، حالم دیشب خراب بود امروز هم نای راه رفتن ندارم ،خدایا خدایا من طاقت ندارم ، دو روزه امدم نتونستم برم حرم ، امشب میر،م حرم یا باید امام رصا خوبم کنه یا راحتم کنه ، باید جواب بده، اینقدر گریه کنم ، تا جواب بده + نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۷:۱۴ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
شکر خدا بعد از ۳ دوره شیمی درمانی رفتم آزمایش تاثیر خوبی گداشته ، ندر امام رصا کردم ، جواب میده ، به امید خدا ، + نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱:۵۹ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
۹ روز بعد شیمی درمانی ، اینبار صعف و گلو درد و درد قفسه سینه داشتم + نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۴۰۱ساعت ۱۲:۳۳ ق.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب
امروز تشیع جنازه فریدون بود ، خدا بیامرز، مرد خوبی بود ، به هیچکی نه نمیگفت، به همه جا میداد،خدا بیامرزدتش + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۶:۳۴ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ | بخوانید...
ادامه مطلب